الشيخ عباس القمي

90

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )

گريه كنند و گاهى به تسبيح مشغول باشند ، مىگريند در محرابشان و فرياد مىكنند ؛ گسترانيده‌اند قدمها را براى عبادت با حال گريه در شب تاريك سياه . پس اگر ببينى ايشان را اى « احنف ! » كه در شبها روى پاها ايستاده‌اند ، خم‌شده كمرهايشان ، مىخوانند اجزاء قرآن را در نمازشان ، شديد شده فرياد و گريه و بانگشان ، وقتى كه بانگ مىكنند خيال مىكنى كه آتش گرفته ايشان را تا حلقومشان ، و وقتى كه صداى ايشان به گريه بلند شود گمان مىكنى كه در بند و زنجير كرده‌اند گردنهايشان را ، پس هرگاه ببينى ايشان را در روز ، مىبينى مردمانى را كه راه مىروند بر زمين به آهستگى و بردبارى و مىگويند براى مردم خوبى . و وقتى كه سخن گويند با ايشان نادانان ، گويند سلام ، و هرگاه بگذرند به لغو و بيهوده ، بگذرند گرامى . در بند كرده باشند قدمهاى خود را از موضعهاى تهمت ، و گنگ كرده باشند زبانهايشان را از آن‌كه تكلّم كنند در عرضهاى « 1 » مردم ، و منع كرده باشند گوشهاى خود را از آن‌كه داخل شود در آن حرفهاى باطل ، و سرمهء چشم خود كرده‌اند هم گذاشتن آن را از نظر بر معاصى ، و قصد كرده‌اند دار السّلام را كه هركه داخل آن شود ايمن خواهد بود از ريب « 2 » و احزان « 3 » » . أقول : و يناسب هنا نقل كلام من راهب عظيم الشّأن و هو ما نقل عن قثم الزّاهد قال : رأيت راهبا على باب بيت المقدّس كالواله فقلت له أوصنى فقال : كن كرجل احتوشته السّباع فهو خائف مذعور يخاف ان يسهو فتفترسه و يلهو فتنهشه ، فليلته ليل مخافة اذا أمن فيه المفترون ، و نهاره نهار حزن اذا فرح فيه البطّالون . ثمّ انّه ولّى و تركنى ، فقلت له : زدنى . فقال : انّ الظّمئان يقنع بيسير الماء « 4 » و « 5 »

--> ( 1 ) - آبروها . ( 2 ) - ترديدها . ( 3 ) - اندوهها ، غم‌ها . ( 4 ) - كشكول شيخ بهايى ج 1 ص 99 . ( 5 ) - مىگويم : در اين‌جا مناسب است سخن راهب والامقامى را نقل نمايم : جريان از اين قرار است كه « قثم » پارسا گفت : -